تبليغاتX
Icy Vision


Icy Vision

یادش بخیر این نوشته:

 

لیوان و پر کردم... میخوام وقتی مینویسم مست باشم

خاکستر سیگار

عروسک

بوی عطر ...

میشه بیخیال شد...

من با تو...

من بی تو...

تفاوتش یه حرف ساده است... میبینی؟


یادش بخیر..... یاد همین یه حرف ساده بخیر

پنجشنبه ششم بهمن 1390 | 14:26 | نوشی | |

حافظ   ديوانه  فالم   را گرفت           يك  غزل  امد  كه حالم  را گرفت

ما ز ياران  چشم  ياري  داشتيم          خود غلط بوديم انچه مي پنداشتيم

پنجشنبه ششم بهمن 1390 | 14:19 | نوشی | |

بچه که بودم فکر میکردم بابام همه چیزو بلده

ازش که سوالهای سخت ریاضی و علوم میپرسیدم همیشه جوابو بلد بود...

یکم که بزرگتر شدم دیگه همیشه جوابو بلد نبود.... بعضی وفتا نمیتونست کمکی کنه.... الان مدتهاست که دیگه ازش نمیپرسم.... 

حتی مکانیک خاک که همیشه حرفشو میزد رو هم یادش رفته....

از وقتی فهمیدم که بابام همه چیزو بلد نیست یه جوری بی انگیزه شدم

پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 | 15:43 | نوشی | |

پنج شنبه شب

chris Rea

There is only one place left to go

همین

پنجشنبه پانزدهم دی 1390 | 18:29 | نوشی | |

 

یه زمانی همه چی بو داشت. بوی عید، بوی امتحان ثلث سوم، بوی اول مهر، بوی ماه رمضون، بوی عصر تابستون. ولی چندوقته همه چی بی بو و خاصیت شده

 الان فقط حرفا بوداره. فقط از آدما بوی نامردی میاد.

دلم برای بوهای قدیم تنگ شده

چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 14:4 | نوشی | |

بها ت کم بود

خودم بهت بها دادم

پنجشنبه سوم آذر 1390 | 16:57 | نوشی | |

خب در کل که حوصله بلاگ نویسی ندارم مدتهاست

اما

بعضی وقتا همین که یه ‍پست میذارم حس اون روزا بهم برمیگرده خوبه

دقت کردین بعضی آهنگا مرگ ندارن؟ یعنی برو ۱۰۰ سال بشین گوش بده... عمرا خسته ت کنه

بعضی آدمها هم همینجورن... یعنی ۱۰۰ سال بشین با طرف حرف بزن... عمرا خسته ت کنه

ولی بعضی ها برعکسن ! ۳۰ ثانیه ای حوصله ت رو سر می برن... باید سر ۳۰ ثانیه از دکمه next استفاده کنی


جمعه بیستم آبان 1390 | 19:43 | نوشی | |

ساکت نشستی و من عاشقت شدم

چهارشنبه چهارم آبان 1390 | 13:49 | نوشی | |

این روزا بعضيا یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی:

من نگاه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی

یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 | 20:47 | نوشی | |

تف تو اینترنت

یکشنبه دهم مهر 1390 | 14:3 | نوشی | |

 

منم رفتم

نمیدونم کسی موند... کسی که هنوزم بنویسه؟

شنبه بیست و ششم شهریور 1390 | 10:47 | نوشی | |

بازم زد حال

_________

P.S : باورم نمیشه انقدر عصبی بودم که ضد حال و نوشتم زد حال !!!! :D

جمعه هجدهم شهریور 1390 | 23:5 | نوشی | |

رابطه ای که مرده، 5 دقیقه یه بار نبضش و نگیر...

دیگه مرده...

رونوشت: فقط به خودم

یکشنبه ششم شهریور 1390 | 15:47 | نوشی | |

میدونی چیه؟

از اون آدمایی بود که خودشونو کمالگرا و منطقی و خوش قول و  لاب لاب لاب معرفی میکنن

یعنی تُف

الان اگه ن اینجا بود میگفت باز تف راه انداختی؟

اما اینجا واقعا باید گفت: تـــُــــــــــــــــــــــف

_____________________________________

بعدا نوشت: خل شدم به خدا

شنبه بیست و نهم مرداد 1390 | 13:50 | نوشی | |


هات باش. سگ باش !

چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 | 21:38 | نوشی | |


هرگزنگران اینکه قلب زنی را شکسته‌ای نباش،در بد‌ترین حالت فقط کمی‌رگ به رگ شده است و یک روزبعد دوباره مثل ساعت کار می‌کند!

دوست دختر دکتر شریعتی

شنبه یکم مرداد 1390 | 11:50 | نوشی | |

 25تیر امسال عین پارسال بود. فقط یه تفاوت گنده داشت ! 

(دنیا

جفت دستات پوچه...)


or something like thattttt که پشت سرش هم بگی به درک که یعنی  i dont care  و اینا

یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 | 9:54 | نوشی | |

دختر بازي نه يعني دختربازياي امروزي…! كه زرتي يه تلفن ميدن فرداشم تو كافي شاپ قرار…!! دختر بازي يعني سه ماه آزگار دنبال دختره از مدرسه بري تاخونه…! يعني اگه يه بار دختره نگات كنه ذوق مرگ بشي…! يعني شيش ماه اين پا اون پا كني تا يه نامه بهش بدي…! يعني وقتي كه جوابت رو ميده جيغ بكشي و بپري هوا از خوشي…! يعني لب اول رو كه گرفتي... فارغ بشي ازين دنيا و بال بزني توي اسمون…آره داداش…! دختر بازي يعني اگه كسي چپ نيگا كرد به دوست دخترت پاي چشمش بادمجون بكاري …! بدون هراس از پنجه بكس و چاقو ضامندارش…! كه يعني عشقي داره خونت بريزه براي رفيقت…! براي دوستت…براي عشقت…!

دوشنبه سیزدهم تیر 1390 | 9:38 | نوشی | |

قهوه نیمه خورده...

خاکستر سیگار...

بوی عطر مردونه

توی اتاقم...

تو همون اتاقی که توش عروسکم و بغل میکردم و میخوابیدم

دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 | 14:59 | نوشی | |

همین الان دلم سیگار میخواد

پیانو

عود

تنهایی

اشک

 

سه شنبه هفدهم خرداد 1390 | 11:33 | نوشی | |

www . night Skin . ir